ما فقط کمی در هزینه نماینده خریدار صرفهجویی خواهیم کرد.
بیشتر از آنچه فکرش را بکنی، این را میشنوم.
و راستش را بخواهید؟ بعضی وقتها همه چیز خوب پیش میرود. افراد زیادی هستند که بدون مشاور املاک، خانه میخرند و هیچ مشکلی هم ندارند.
اما من روی دیگر سکه را هم میبینم. در واقع، به عنوان یک مشاور املاک، دقیقاً مواردی را میبینم که اوضاع خراب میشود. و چیزی که توجهم را جلب میکند این است که جویندگان خانه اغلب سعی میکنند دقیقاً در بخشهای اشتباه فرآیند خرید، پول پسانداز کنند.
به عبارت دیگر: خسیس و احمق.
شما (امیدوارم) فقط چند بار در زندگی خود خانه میخرید.
بیشتر مردم ماهها وقت خود را صرف مقایسه تأمینکنندگان انرژی میکنند تا ماهی ۱۵ یورو صرفهجویی کنند.
آنها یک کیلومتر بیشتر رانندگی میکنند تا بنزین ارزانتری داشته باشند.
آنها منتظر جمعه سیاه برای یک تلویزیون جدید هستند.
اما بعد آنها پیشنهادی ۷۰۰،۰۰۰ یورویی برای یک خانه میدهند… بدون اینکه تیم خوبی در کنارشان داشته باشند.
این موضوع همچنان مرا شگفتزده میکند.
حالت اول: ۶۰۰۰ یورو پسانداز کنید، ۵۰۰۰۰ یورو از دست بدهید
من اخیراً با زوجی صحبت کردم که پیشنهاد جدی برای خرید آپارتمان داده بودند.
آنها عمداً نماینده خریدار استخدام نکرده بودند.
چرا؟
چون میخواستند در هزینههایشان صرفهجویی کنند.
آنها ارزش خانه را کاملاً بر اساس ارقام هویسپدیا محاسبه کرده بودند.
نتیجه؟
آنها حدود ۵۰،۰۰۰ یورو بیش از قیمت واقعی پیشنهاد داده بودند.
طنز ماجرا؟
آنها سعی کردند حدود ۶۰۰۰ یورو در هزینههای خرید صرفهجویی کنند.
از نظر من، این مثال بارزِ «خردهخرده و بیخردانه» است.
حالت دوم: ۸۵۰ یورو صرفهجویی کنید… و ۱۰۰۰۰ یورو اضافی بپردازید
حتی یک روز هم نگذشت که با یک زوج دیگر صحبت کردم.
من به شوخی به آنها میگویم «خردهخردها». نه اینکه بخواهم به آنها بخندم ، بلکه به این خاطر که فکر میکردند میتوانند همه چیز را خودشان مرتب کنند.
نماینده خریدار وجود ندارد.
بدون مشاور وام مسکن حضوری.
وام مسکن به صورت آنلاین و از طریق یک پلتفرم اینترنتی تنظیم شد.
این برای آنها حدود ۸۵۰ یورو هزینه داشت.
کاملاً ارزان.
تا اینکه ارزشگذاری بالاتر از قیمت خرید شد.
متعاقباً، این پلتفرم از مشاور املاک فروشنده توضیح خواست که چرا ملک را زیر ارزش ارزیابیشده خریداری کردهاند.
بیانیهای که مشاور املاک فروشنده – کاملاً به حق – نمیخواست آن را صادر کند.
و بعد؟
همه چیز یخ زد.
دو هفته بیخوابی شبانه.
استرس.
ناامنی.
و در نهایت، بیش از ۱۰،۰۰۰ یورو مالیات نقل و انتقال که اگر یک مشاور وام مسکن باتجربه از روز اول پرونده را راهنمایی میکرد، احتمالاً میشد از آن اجتناب کرد.
یک تیم قدرتمند خوب اغلب هزینه خودش را پرداخت میکند.
من به یک تیم قدرتمند و خوب کاملاً ایمان دارم.
نه به این خاطر که اتفاقاً خودم نماینده خریدار هستم.
اما از آنجا که هر جزء تخصص خاص خود را دارد.
یک تیم قدرتمند خوب متشکل از:
- یک نماینده عالی برای خرید؛
- یک مشاور وام مسکن با تجربه؛
- یک ارزیاب متخصص؛
- یک بازرس ساختمان منتقد.
هر متخصصی خطراتی را میبیند که متخصص دیگر ممکن است از آنها غافل باشد.
دقیقاً همین همکاری است که از خطاهایی که میتوانند دهها هزار یورو هزینه داشته باشند، جلوگیری میکند.
ارزان بودن گاهی اوقات فوقالعاده گران است
البته، راهنمایی حرفهای هزینه دارد.
اما خرید بدی بود…
یک پیشنهاد اشتباه…
یک توافق مالی که متوقف شده است…
یک نقص ساختاری پنهان…
که اغلب هزینه آن چندین برابر بیشتر است.
متأسفانه، من مرتباً شاهد این اتفاق هستم.
به همین دلیل است که ما Aankoopbazen را راه اندازی کردیم.
دقیقاً به همین دلیل است که ما Aankoopbazen را راه اندازی کردیم.
نه به این خاطر که جویندگان خانه احمق هستند.
برعکس.
چرا که بازار مسکن بیش از هر زمان دیگری پیچیده شده است.
و چون شما به سادگی نمیدانید چه چیزی را نمیدانید.
چه چیزی را مخفیانه در مورد آن خنده دار می دانم؟
به نظر من امروزه در واقع دو نوع جوینده خانه وجود دارد.
روسای خرید .
و…
آدمهای ناشی در خرید.
اولی روی راهنمایی خوب سرمایهگذاری میکند.
دومی سعی میکند همه جا پول پسانداز کند و امیدوار است که اوضاع درست شود.
بعضی وقتها این خوب پیش میرود.
اما وقتی اوضاع خراب میشود، اغلب بلافاصله واقعاً خراب میشود.
نکته اخلاقی داستان
خرید خانه احتمالاً بزرگترین تصمیم مالی زندگی شماست.
بنابراین، از افرادی که به شما در گرفتن تصمیم درست کمک میکنند، غافل نشوید.
زیرا ارزان بودن گاهی اوقات فوق العاده گران است.
یا همانطور که انگلیسیها قرنهاست میگویند:
خسیس و بیخیال.
و باورم کن…
من بیشتر از آنچه دوست دارم، تایید این گفته را در عمل میبینم.