احتمالاً این خیلی آزاردهنده به نظر میرسد، اما به هر حال رک و صریح میگویم: من در خرید خانه برای مشتریانم مشکل زیادی ندارم. البته این شغل من به عنوان نماینده خریدار است، اما گذشته از آن، فکر میکنم بعد از این همه سال واقعاً رمز و راز را کشف کردهام. و اگر مشتری به من اعتماد کند، میتوانم به سرعت باورنکردنی خانهای مناسب برای او پیدا کنم.
خوشبختانه من خیلی خسیس هستم، درسته؟
نه، مطلقاً نه. اما دلیلش این است که در نهایت، من همیشه بیش از هزینههایم را برای مشتری جبران کردهام . در واقع، اغلب چندین برابر هزینه آن را پرداخت کردهام. این مزیت یک مشاور املاک بسیار باانگیزه است که رمز و راز املاک را کشف کرده است.
اما راستش را بخواهید، این جادو روی مشتریانی که کاملاً در برابر توصیههای من مقاومت میکنند یا از تصمیمگیری میترسند، کارساز نیست. خوشبختانه، اوضاع معمولاً خیلی خوب پیش میرود.
ضمناً، من این وبلاگ را برای تعریف و تمجید از خودم نمینویسم. هدفم این نیست. من این را مینویسم چون عاشق کمک به مردم هستم—حتی اگر با کمک VK Makelaars دنبال خانه نگردند. زنده باد اینترنت! من مرتباً نکات و ترفندهای طلایی از «کد خرید» مخفی را به اشتراک میگذارم و امروز میخواهم یکی دیگر را به اشتراک بگذارم. کدی که تا همین اواخر حتی نمیدانستم وجود دارد.
و این بعدی است.
ما همیشه به مشتریان خود میگوییم که برای آنها تمام تلاش خود را خواهیم کرد. و این کار را هم میکنیم – این یک وعده توخالی نیست. اما بیایید صادق باشیم: هر مشاور املاکی این را به مشتریان خود میگوید. خب بله… چه خبر؟
چیز دیگری هم هست. یک عنصر مخفی که واقعاً مثل یک تقویتکنندهی توربو عمل میکند. و آن: انگیزهی شخصی واقعی است.
البته، یک مشاور املاک انگیزه دارد تا به مشتری خود در یافتن سریع و کارآمد خانه کمک کند. اما بیایید صادق باشیم: یک مشاور املاک معمولی به کیف پول خود نیز فکر میکند.
اگر مجبور باشید با نمایندگان خریدی رقابت کنید که صرفاً روی پول تمرکز دارند، مزیت منحصر به فردی نخواهید داشت. این مزیت منحصر به فرد تنها زمانی ایجاد میشود که نماینده خرید شما انگیزه عمیقتری برای موفقیت داشته باشد.
و این انگیزه اغلب یک داستان شخصی از متقاضی خانه – از طرف شما – است که واقعاً با مشاور املاک خریدار طنینانداز میشود. از درون به بیرون.
چند مثال واقعی:
- مراجعی با یک رابطهی از هم پاشیده و فرزند، که کاملاً ناراضی است و با فکر اینکه دیگر مجبور نیست با همسر سابقش در یک خانه زندگی کند، دوباره مثل یک الهه شکوفا میشود.
- مردی سرسخت که به مدت پنج سال، فقط هر سه ماه یکبار خانوادهاش را دیده است، چون دور از هم زندگی میکنند – و جایی که یک خرید موفق به معنای اتحاد دوباره خانواده است.
- زنی معلول ذهنی که میخواهد یک مجتمع مسکونی با لاستیکهای جیغزننده را ترک کند و مستقل و دور از خانوادهاش زندگی کند.
- خانوادهای فوقالعاده مهربان که از یک کشور دیکتاتوری و تروریست فرار کردهاند و سالهاست که در هلند زندگی میکنند و اکنون میخواهند قدمی برای داشتن خانه خودشان بردارند و زندگی جدیدی را از آنجا بسازند.
- و بسیاری داستانهای دیگر از این دست.
اینها دقیقاً موقعیتهایی بودند که در آنها خودم را در حال تلاش بیشتر، کندوکاو عمیقتر و صرفاً نپذیرفتن «نه» به عنوان پاسخی به پیشنهادم یافتم.
در بعضی موارد، این به معنای واقعی کلمه صادق بود: من حتی پس از رد شدن، آنقدر جنگیدم تا بالاخره توانستم خانه را بگیرم.
نکته طلایی روز
یک مشاور املاک پیدا کنید که واقعاً داستان شخصی شما را درک کند. کسی که بفهمد چرا باید در خرید خانه موفق شوید. مشاور املاکی را انتخاب کنید که داستانش واقعاً با او همخوانی داشته باشد.
اگر واقعاً به این شخص اعتماد دارید که برای شما تمام تلاشش را خواهد کرد – نه به این دلیل که مجبور است، بلکه به این دلیل که واقعاً میخواهد به شما کمک کند – پس شما مشاور املاک مورد نظر خود را پیدا کردهاید.
برو بیارش!